نمكدون  

لامصب این پنبه که قبل از آمپول میمالن،استرسش از خود آمپول بیشتره***وصیتنامه ی یک دخترسعی کنید به کسی افتخار همسری خود را بدهید کهمهربان، دلسوز، وفادار، پولداربا شهامت، شجاع، پولدارنکته دان، ظریف، احساساتی، پولدارعاقل، انعطاف پذیر، معتقد و پولدار باشداین را بدانید که همه چیز مادیات نیست...!!!***

ادامه مطلب  

7. یاه یاه یاه یاه ! :))  

دختری که شما باشی !
پوشیه بزنی . از این بچه مذهبی ها باشی . البته شَر و عصبی هم باشی . بعد اتفاقا تو خوانواده روحانی 
که مادر و پدر طلبه اند زیست کنی  ... بعد روزگار تو رو داخل کلاسی بندازد به نام کلاس فارابی ، بعد
بچه های این کلاس جز آروم ترین و زرنگ ترین بچه های مدرسه باشند و فقط 3 تا دختر شَر تو اون کلاس 
باشند که یکی شون تویی ! البته نسبت به اون دو تا دیگه کمی آرومتر و مهربان تر :) . بعد جالب اینجا
این 3 شمشیر باز پرووو به نام مستانه ، پرستو ، شیدا ات

ادامه مطلب  

شرمنده  

ببخشید نظرات پر مهرتون رو جواب ندادم همه رو با جون و دل خوندم ولی وقت نمیشه جواب بدم فردا پسملی چهل روش میشه واسش لباس علی اصغر خریدم 
پارسال یادمه روز تاسوعا ظهر با مامانم رفتیم آمپول گونال زدم تو نافم چقدر تو بغل مامانم گریه کردم و دلم شکسته بود خدایا اگه هر لحظه شکرت کنم واسه نعمت بهشتیت بازم بهت بدهکارم فقط عزت میخوام به همین وقت عزیرت و به شش ماه کربلات هیچ زن و مردی رو در حسرت بچه نذار خدایا پسرم رو بیمه ابوالفضلت میکنم و ازت میخوام.سید

ادامه مطلب  

سرما نخورم صلوات!  

 
تو بد موقعیتی گیر افتادم! زندایی جدیدم واسه تولدم شلوار و بلوز خرید .. بلوزِ آستین کوتاس .. امروزم جلسه داریم .. مامان میگه لباسو بپوش یوقت زنداییت ناراحت نشه ک چرا نمیپوشیش! پوشیدم .. اما از سرما هر پنج دیقه یبار پوستِ دستم دون دون میشه! :)) عجب گرفتاری شدمااااا 
دیروز با عجله داشتم میرفتم یونی .. دیرم شده بود .. دیدم یه خانومی نشست تو تاکسی بعدشم یه آقا در حاله نشسته .. هنوز پاشو نزاشته بود داخل که رفتم پریدم تو ماشین :)) آخه سخته یه آقا وسطِ دوتا خا

ادامه مطلب  

 

شعر شهریار هنگام دیدن معشوقه اش ثریا آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرابی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرانوشداروئی و بعد از مرگ سهراب آمدیسنگدل این زودتر می خواستی حالا چراعمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیستمن که یک امروز مهمان توام فردا چرانازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایمدیگر اکنون با جوانان نازکن با ما چراوه که با این عمرهای کوته بی اعتباراینهمه غافل شدن از چون منی شیدا چراشور فرهادم بپرسش سر به زیر افکنده بودای لب شیرین جواب تلخ سرب

ادامه مطلب  

10. بیراهی محض !  

راستش زمانیکه دوم راهنمایی بودم تو کلاس بچه خیلی شر و بچه خراب ها افتــآدم :/ . بعد من بقل دستی م
و پشت سریع دوست پسر داشتند و راستش من از اینا می ترسیدم ! . با اینکه خودم خیلی شر بودم ولی 
میترسیدم اینا منُ به راه خلاف و دوست پسر و اینا بکشونند و از همه مهم تر از درسام بیوفتم ! . 
برای همین دلُ زدم به دریا و همه چیز به مامانم گفتم و مامان خییلی مذهبی بنده نگران شد در حدی که انگار
گفته باشم من آدم کشتم ! دیگه هیچی دیگه فرداش اومد مدرسه تا کلاس منِِ عو

ادامه مطلب  

برای دوست داشتنی ترین عموی دنیا  

از حسرت شمع رخت، افتاده در طرف چمن

یکجا صبا، یکجا خزان، یکجا گل و یکجا سمن


برقع ز عارض برفکن تا عالمی شیدا شود

فوجی ز رو، بعضی ز مو، خلقی ز لب، من از دهن


چون در تکلّم می‌شوی از حسرتت گم می‌کند

سوسن زبان، قمری فغان، بلبل نوا، طوطی سخن


اندر خرامشهای تو از طرف بستان می‌فتد

سرو از قد و آب از روش، رنگ از گل و حالت ز من


ببرید خیاط ازل دو جامه بر اندام ما

بهر تو گلگون قبا، وز بهر من خونین کفن


هر گه که بنشینی ز پا، برگرد سر می‌گرددت

شمع از زمین،

ادامه مطلب  

بت پرستی  

این شعر را خیلی وقت پیش سرودم و پست کردم،چون مطلب تازه ای نداشتم از آن استفاده کرده و وبم را به روز کردم.امیدوارم دوستانی که یادشان نمیاید خوششان بیاید وآنهایی که قبلا آن را خواندند عذرخواهی مرا بپذیرند.
 
 
تراشیدم  ز سنگ سخت و خارا
تن همچون گلت را ،ای دل آرا!
مبان دیدگانت گلی از جنس مهتابش نهادم
به روی برگ لبهایت گل نیلوفری را آب دادم
تنت را  از طبیعت آفریدم
در آن از نرگس مستان دمیدم
تو را عمری پرستیدم
تو را من؛خود،خدا کردم
پرستیدم دو چشمان

ادامه مطلب  

اس ام اس های ماه محرم 93  

شب اشک و شب آه و شب غم شب دلواپسی و حزن و ماتم میان سینه قلبم بی قرار است محرم آمده ای دل محرم
......................................
زنده ماندم شب غمت آمد ماه شب های ماتمت آمد ساعت کار گریه کردن شد فصل باران نم نمت آمد
 ...........................................
راه را باز نمایید … محرم آمد دم بگیرید که هنگامه ی ماتم آمد دست بر سینه نهاده … همه تعظیم کنید مادری دست به پهلو، کمری خم آمد
............................................
قدم ز روی ادب زن حریم ماتم را کن احترام و نگه دار حرمت غم را به اذن حضرت

ادامه مطلب  

آنیک نوشته :.....  

واااااااای استیوبازکه کلی هندونه زدی زیربغلمبایدمراقب باشی ازپل ردمیشی چون ازاین به بعدبرف وبارونه وپل چون اهنیه لیزمیشه وخدای نکرده زمین میخوری
......
نه من عادتمه اولش که با مثلا مریم دوستم یا مهتاب تا وقتی که دوستیشون را به هم نزدند مدام ازشون تعریف می کنم بعد که رفتند کلی فحش می بندم نافشون
برای شما هم برای بعدها می گند معروفه
دارم برات
حالا صبرکن
---------------
آره اون پل هوایی نزدیک دانشگاه که ازدماغم دراومد چون تاکسی هردوسوی پل نگهمیداره ب

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1